
عنوان کتاب:نازنین
نویسنده: فئودور داستایوفسکی
مترجم : مهدی حلوائی
ناشر: آذر بیان
***************************
داستانی کوتاه، عاشقانه و با روایتی متفاوت و غیر معمول نسبت به رمانهایی که تاکنون خوانده ام. با اینکه کوتاه بود اما ذهنم رو درگیر کرد و عمیقا بهش فکر کردم.
در همان ابتدای داستان و پاراگراف اول معلوم می شود کسی مرده است و جسدش روی میزی درون اتاق قرار دارد.
کتاب دو بخش دارد. بخش اول شامل شش فصل است و بخش دوم شامل سه فصل می باشد.
لحن داستان اعتراف گونه و از زبان اول شخص روایت می شود.
راوی مردی چهل ساله است که نامش در داستان مشخص نیست اما قبلا نظامی بوده است. و به گفته خودش ستوان بازنشسته یک هنگ ارتش بوده است که بعدها معلوم می شود به خاطر دوئل نکردن از ارتش اخراج شده است.
بعد از اخراج از ارتش با پولی نزدیک سه هزار دلار که از مادر خوانده اش به او ارث رسید،یک مغازه گروفروشی باز کرد. در میان مشتریانش دختر جوانی است -که داستایوفسکی او را «نازنین» نامیده اما راوی همیشه او را «دختر» و یا «او» می نامد- که نظر او را بخود جلب می کند. دختری که از نظر او خاص است و با بقیه زن ها فرق دارد. دختر هر بار بخاطر تامین هزینه آگهی کار به روزنامه چیزی را برای گرو پیش مرد می آورد چیزهایی که ارزش ناچیزی دارند اما مرد هر بار به او پول میدهد. تا اینکه با پرس و جو داستان زندگیش را میفهمد. او پدر و مادرش را از دست داده و پیش عمه هایش زندگی می کند. یک زندگی سخت که بخاطر همین هر روز آگهی کار به روزنامه می دهد. مرد متوجه می شود بقال محل که مرد پیری است و قبلا دو زن داشته، می خواهد از او خواستگاری کند،
- ۰ نظر
- ۰۹ بهمن ۰۴ ، ۱۱:۲۴