باشگاه کتابـدوستان : حال خوش خواندن

سلام خوش آمدید

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «داستانهای معمایی» ثبت شده است

 

عنوان: قاضی و جلادش

نویسنده: فردریش دورنمات

مترجم: محمود حسینی زاد

ناشر:ماهی

 

🔎🔦🔎🔦🔎🔦🔎🔦🔎🔦🔎🔦🔎

باز هم رفتم سراغ یک کتاب پلیسی اما اینبار از سوییس. 

 

🔎 بازرس برلاخ پیر که به خاطر بیماری معده دکتر به او گفته است وقت زیادی برای زندگی ندارد اما پر از شور زندگی است. یک روز خبر کشته شدن نابهنگام افسر جوانش اشمید را به او می دهند. از آنجا که اشمید یکی از بهترین ماموران برلاخ بود او تصمیم می گیرد قاتل او را پیدا کند اما از آنجا که بعلت بیماری توان لازم را ندارد یکی دیگر از مامورانش به نام چانتس را مامور این کار می کند و خودش نیز ظاهرا دورا دور در جریان گزارشات قرار می گیرد.

سالها پیش وقتیکه جوان بود با یک جنایتکار شرطی می بندد

  • * زنگــــنه *

عنوان کتاب: راز خدمتکار

نویسنده: فریدا مک فادن

مترجم: مریم علیزداده میلانلو

 ناشر: کوله پشتی

*********************


میلی کالوی شخصیت آشنای داستان قبلی فریدا مک فادن یعنی کتاب خدمتکار حالا در خانه شخصی به نام امبر دگرا کار می کند. اما امبر روزی که می بیند کودک خردسالش میلی را ماما صدا می کند، خشمگین می شود و او را اخراج می کند. میلی که حالا در آپارتمان کوچکی در محله ناامن برانکس ساکن است و دوباره تحصیلاتش را از سر گرفته برای گذران زندگی به کار نیاز دارد. بنابراین به استخدام شخصی ثروتمند بنام داگلاس گریک درمی آید شخصیتی مرموز با پنت هوسی بزرگ و پر از معما. وندی همسر داگلاس ظاهرا بیمار است و در اتاقی محبوس است و تمایل ندارد هیج کس را ببیند. میلی در مورد کار جدیدش در پنت هوس گریک ها به دوست جدیدش براک -که بعد از جدایی از انزو با او رابطه برقرار کرده است- اطلاعاتی می دهد. براک وکیل نسبتا ثروتمندی است که به میلی علاقمند است و دوس دارد با او زندگی و ازدواج کند. اما میلی هیچ چیز از سابقه گذشته و زندان رفتنش به براک نگفته و همیشه از گفتنش وحشت دارد بنابراین از او دوری می کند.
میلی بعد از چند بار کنجکاوی متوجه می شود   داگلاس، وندی را بشدت می زند و او را مجروح کرده به همین خاطر با وندی ارتباط می گیرد و به او قول می دهد او را از دست داگلاس نجات دهد.

  • ۰ نظر
  • ۱۵ مرداد ۰۴ ، ۰۷:۵۱
  • * زنگــــنه *
آخرین مطالب