باشگاه کتابـدوستان : حال خوش خواندن

سلام خوش آمدید

۵۸ مطلب با موضوع «معرفی کتاب» ثبت شده است

عنوان کتاب: بند اعدام

نویسنده: فریدا مک فادن

مترجم: پریسا رجوند

ناشر:آذرگون

❣️✨️❣️✨️❣️✨️❣️✨️❣️✨️❣️✨️❣️✨️❣️✨️❣️✨️❣️✨️❣️✨️❣️✨️❣️✨️❣️

 

تالیا کمپر زن جوانی است که به جرم قتل همسرش در زندان به سر می برد و منتظر اعدام است. درخواست تجدید نظر او رد می شود بنابراین دیگر امیدی به آزادی ندارد و بزودی اعدام می شود.

داستان در دو خط زمانی حال و گذشته و به زبان تالیا روایت می شود. در هر کدام از فصل ها به مرور زندگی تالیا و همسرش نوئل از ابتدای آشنایی تا ازدواج و مرگ نوئل بیان می شود.

نوئل عاشق تالیاست اما از یک جایی به بعد دیر به خانه می آید و بوی عطر زنانه ای که به لباسهای او چسبیده شک تالیا را به یقین تبدیل می کند. بنابراین نقشه قتل نوئل را می کشد.

  • * زنگــــنه *

عنوان کتاب:نازنین
نویسنده: فئودور داستایوفسکی
مترجم : مهدی حلوائی
ناشر: آذر بیان

***************************

داستانی کوتاه، عاشقانه و با روایتی متفاوت و غیر معمول نسبت به رمانهایی که تاکنون خوانده ام. با اینکه کوتاه بود اما ذهنم رو درگیر کرد و عمیقا بهش فکر کردم. 
در همان ابتدای داستان و پاراگراف اول معلوم می شود کسی مرده است و جسدش روی میزی درون اتاق قرار دارد.
کتاب دو بخش دارد. بخش اول شامل شش فصل است و بخش دوم شامل سه فصل می باشد.
لحن داستان اعتراف گونه و از زبان اول شخص روایت می شود.
راوی مردی چهل ساله است که نامش در داستان مشخص نیست اما قبلا نظامی بوده است. و به گفته خودش ستوان بازنشسته یک هنگ ارتش بوده است که بعدها معلوم می شود به خاطر دوئل نکردن از ارتش اخراج شده است.
بعد از اخراج از ارتش با پولی نزدیک سه هزار دلار که از مادر خوانده اش به او ارث رسید،یک مغازه گروفروشی باز کرد. در میان مشتریانش دختر جوانی است -که داستایوفسکی او را «نازنین» نامیده اما راوی همیشه او را «دختر» و یا «او» می نامد- که نظر او را بخود جلب می کند. دختری که از نظر او خاص است و با بقیه زن ها فرق دارد. دختر هر بار بخاطر تامین هزینه آگهی کار به روزنامه چیزی را برای گرو پیش مرد می آورد چیزهایی که ارزش ناچیزی دارند اما مرد هر بار به او پول میدهد. تا اینکه با پرس و جو داستان زندگیش را میفهمد. او پدر و مادرش را از دست داده و پیش عمه هایش زندگی می کند. یک زندگی سخت که بخاطر همین هر روز آگهی کار به روزنامه می دهد. مرد متوجه می شود بقال محل که مرد پیری است و قبلا دو زن داشته، می خواهد از او خواستگاری کند،

  • * زنگــــنه *

عنوان کتاب: پسر شایسته

نویسنده: فریدا مک فادن

مترجم: پریسا رجوند

ناشر: آذرگون

********************

باز هم یک کتاب دیگر از بانوی جنایی نویس آمریکایی خانم فریدا مک فادن. پسر شایسته که برخی ناشران با عنوان پسر خوب هم این کتاب را منتشر کرده اند. کتابی در ژانر وحشت، تعلیق و معمایی و هیجان انگیز.

اریکا زن جوانی است با دو فرزندلیام و هانا و شوهرش جیسون کَس زندگی معمولی و آرامی دارند. او خانه دار است و تمام هم و غمش خانواده و فرزندانش است. در همان چهارده پانزده صفحه اول کتاب فریدا اولین تعلیق داستان را در ذهن مخاطب ایجاد می کند. آنجا که می گوید:باید جلوی اتفاق وحشتناکی که قرار است برای این دختر بیفتد را بگیرم.

لیام پسر باهوش و بسیار مودبی است که همه در نگاه اول مجذوبش می شوند. از همان کودکی بچه خوبی است اما اتفاقات عجیبی داز همان کودکی تا شانزده سالگیش رخ میدهد که هر کس که آن اتفاق را دیده یا شنیده او را دیوانه و خطرناک می داند.

در ۶ سالگی در مهد کودک یکی از دخترانی که همبازی اوست را اذیت می کند و کمی که بزرگتر می شود در ۱۳ سالگی معلم ادبیاتش نیز چهره واقعیس را از پشت نقاب پسر خوب بودن لیام می بیند. با اینکه جیسون و هانا معتقدند لیام یک بچه عادی است. ولی اریکا نمی تواند بی تفاوت باشد.

بعد از آن اتفاق در ۶ سالگی اریکا، لیام را پیش روانپزشک می برد و او به اریکا می گوید او یک سایکوپات است.

  • * زنگــــنه *

 

عنوان کتاب:زندانی

نویسنده:فریدا مک فادن

مترجم: رضا اسکندری آذر

ناشر:نشر آموت

************************

پرستار جوانی به نام بروک سالیوان در به در بدنبال کار است و از آنجایی که درخواست کارش به زندان پذیرفته می شود، از سر ناچاری تصمیم می‌گیرد به استخدام زندان ریکر دربیاید. زندانی که قاتل سابقش دوران محکومیتش را در آن طی می کند.

فریدا مک فادن که با کتاب‌هایش تا کنون ثابت کرد متخصص ژانر ترس و وحشت و آثار جنایی و معمایی است این بار نیز در کتاب زندانی به شکلی بدیع و با قلم همیشگی و سحر انگیزش پرده از راز یک جنایت یا بهتر است بگوییم چندین جنایت در یازده سال پیش بر می دارد.

یازده سال پیش که شخصیت‌های حال حاضر داستان نوجوان بوده اند، یک اتفاق وحشتناک در شبی سرد زندگی آنها را تغییر می دهد.

  • * زنگــــنه *

 

عنوان کتاب:پستچی
نویسنده:چیستا یثربی
ناشر:نشر قطره

****************

این کتاب در واقع یک سرگذشتنامه از بخشی از زندگی نویسنده یعنی خانم یثربی است که در قالب رمانی تقریبا جذاب روایت می شود.
او زمانیکه ۱۴ ساله بود یک روز که برای گرفتن نامه اش دم در خانه می رود، پستچی جوانی را می بیند که حالش دگرگون می شود و به خاطر اینکه باز هم بتواند او را ببیند هر روز برای خودش نامه می نویسد تا بتواند پیک الهی اش -اسمی که روی پستچی گذاشته-را ببیند.

یک روز که دم در خانه می خواهد نامه اش را از پستچی بگیرد، همسایه شان کنایه ای به سر و وضع او می گوید به همین دلیل پستچی با او گلاویز می شود و از روز بعد پستچی پیری به جای او نامه هایش را می آورد.

بعد از آن چیستا هیچ وقت نتوانست پیک الهی اش را فراموش کند. تا اینکه سالها بعد وقتی برای گرفتن بلیط اش به اداره پست می رود او را می بیند و از حال می رود... و این تازه شروع داستان عاشقانه و غم انگیز چیستاست.

  • * زنگــــنه *

 

عنوان کتاب : مادر یاری

نویسنده: زهرا باقری

مصاحبه گر: شمسی وفایی

ناشر: اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان کرمانشاه

 

****************************************************

امروز جلسه نشست و بررسی این کتاب در اداره تشکیل شد و من توفیق حضور در این نشست رو داشتم و مادر شهید یاری رو هم از نزدیک زیارت کردم یک مادربزرگ سفید روی نحیف و دوس داشتنیsmiley. یاد مادر بزرگ خودم افتادم بوسیدمشheart.

من تو حوزه تاریخ زیاد سررشته ندارم اما خب گاهی به فراخور حوصله ممکنه مطالبی بخونم این کتاب با رویکرد و روش تاریخ شفاهی نگاشته شده. تاریخ شفاهی (Oral History) یکی از شیوه‌های پژوهش در تاریخ است که به شرح و شناسایی وقایع، رویدادها و حوادث تاریخی بر اساس دیده‌ها، شنیده‌ها و عملکرد شاهدان، ناظران و فعالان آن ماجراها می‌پردازدقبلا هم یک کتاب به نام کوچه بهار تاریخ شفاهی روحانی پیشکسوت سعید مهدوی امین رو خوندم. برام جالب هست که توی دوره ای که احاطه شدیم با انواع فناوریها و هوش مصنوعی و ... که برای همه جذابیت داره، تاریخ هم دوست داره سمت جذابیت بره. وقتی آثاری با روش تاریخ شفاهی منتشر میشه، میشود این استنباط رو داشت که شایدروش تاریخی که صرفا بشکل کتابخانه ای و با مطالعه کتب، مدارک و اسناد باشه شاید دیگه مورد اقبال اکثریت جامعه و مخاطبان حوزه تاریخ نباشه. البته این برداشت من هست و احتمالا کسایی هم باشند به اون جنبه از تاریخ علاقه داشته باشند ولی یک مخاطب عام مثل من شاید براش جالب نباشه. همونطور که مثلا من خودم از خوندن یه کار کیفی بیشتر لذت می برم تا یه کار کمی مبتنی بر آمار و ارقام. شاید به این خاطر هست که دیدگاه پوزیتیویستی یا اثبات گرایی که مبتنی بر شیوه تجربی هست که نهایتا داده ها تحلیل می شوند و با منطق ریاضی اکثر مفاهیم بیان میشن نسبت به یه کار کیفی که مبتنی بر یک داستان هست به نظر من خشکه و جذابیت کمتری داره. تو یه کار کیفی اگه خوب کار بشه شما عمیقا یک بعد، جنبه یا موضوع خاصی رو عمیقا درک می کنید با مشارکت کنندگان بی واسطه صحبت می کنید و در پایان یک تغییری رو درون خودتون به خاطر درک عمیق اون مساله احساس می کنید. تاریخ شفاهی هم جذابیتش بخاطر اینه چون ابزار گردآوری داده اش مصاحبه اس. و اصلا خلقت بشر اینه که از هم صحبتی و حرف زدن بیشتر لذت میبره تا سر و کله زدن با آمار و ارقام و جدول و نمودار.

خانم افسری درسال 1316 در یک خانواده مذهبی و مرفه در کرمانشاه متولد می شوند. در 15 سالگی با پسر زن دایی اش(که قبلا ازدواج کرده و یک فرزند پسر به نام علیرضا دارد) ازدواج می کند.

  • * زنگــــنه *

 

عنوان کتاب:مردم فقیر
نویسنده: فئودور داستایوفسکی
مترجم:کاظم انصاری
ناشر: جاودان خرد

************************

کتاب مردم فقیر که برخی ناشران با عنوان بیچارگان نیز منتشر کرده اند اولین رمان نویسنده بزرگ روسی داستایوفسکی است که در قرن نوزدهم نگاشته است.

این کتاب، نه فقط یک داستان، بلکه یک آینه تمام‌نما از روح و روان انسان‌هایی است که در فقر و تنگدستی دست و پنجه نرم می‌کنند. داستایوفسکی با نبوغ خاص خودش، از طریق نامه‌های صمیمانه دو شخصیت اصلی، ما رو به دنیای درونی و پر از درد و امیدشان می‌برد.

این رمان نچندان بلند در قالب نامه نگاری بین دو شخصیت داستان که با یکدیگر نسبتی دارند و تقریبا در همسایگی هم زندگی می کنند، روایت می شود.
واروارا آلکسیونا دختر جوانی است که با ماکار آلکوسیویچ تقریبا میانسال به خاطر حرف مردم ترجیح میدهند به جای رفت و آمد با یکدیگر نامه نگاری کنند.

  • * زنگــــنه *

 

عنوان: قاضی و جلادش

نویسنده: فردریش دورنمات

مترجم: محمود حسینی زاد

ناشر:ماهی

 

🔎🔦🔎🔦🔎🔦🔎🔦🔎🔦🔎🔦🔎

باز هم رفتم سراغ یک کتاب پلیسی اما اینبار از سوییس. 

 

🔎 بازرس برلاخ پیر که به خاطر بیماری معده دکتر به او گفته است وقت زیادی برای زندگی ندارد اما پر از شور زندگی است. یک روز خبر کشته شدن نابهنگام افسر جوانش اشمید را به او می دهند. از آنجا که اشمید یکی از بهترین ماموران برلاخ بود او تصمیم می گیرد قاتل او را پیدا کند اما از آنجا که بعلت بیماری توان لازم را ندارد یکی دیگر از مامورانش به نام چانتس را مامور این کار می کند و خودش نیز ظاهرا دورا دور در جریان گزارشات قرار می گیرد.

سالها پیش وقتیکه جوان بود با یک جنایتکار شرطی می بندد

  • * زنگــــنه *

عنوان کتاب: شیاد

نویسنده: جان گریشام

مترجم: مریم حاجی علیرضا

ناشر:نشر افق

**************************

« من یک وکیل زندانی هستم. داستانش مفصل است:

چهل و سه ساله‌ام و نیمی از حبس ده ساله‌ام را گذرانده‌ام. به حکم قاضی فدرالی بیسواد و سختگیر  در دادگاه واشنگتن محکوم شدم .درخواست تجدیدنظر و اعتراض‌هایم به جایی نرسیدند و حالا هیچ ماده قانونی نیست که بتوانم از آن استفاده کنم و از این محکومیت هیچ راه گریزی ندارم.»

مالکولم بنیستر وکیل سیاهپوستی است که به جرم ساختگی پولشویی به ۱۰ سال زندان در فراستبرگ محکوم شده است. همسرش بعد از این اتفاق از او جدا می شود. گاهی پدرش هنری به ملاقات او می رود. پرونده وکالتش باطل شده اما در زندان به زندانیانی که به وکیل نیاز دارند، کمک می کند.

در آمریکا قاضی های زیادی کشته شده اند. یکی از این موارد پرونده قتل قاضی فوست  است که بتازگی کشته شده و مالکولم اخبار پرونده را پیگیری می کند.

یکی از زندانیانی که مالکولم با او درباره جرمش صحبت کرده کوئین راکر است یک قاچاقچی مواد مخدر که دل خوشی از قاضی فوست نداشته و  این مساله به عنوان یک راه نجات یا برگ برنده به ذهن بنیستر می آید که طبق ماده ۳۵ قانون جزای آمریکا اگر کوئین را به عنوان قاتل لو بدهد، خودش بخشیده می شود و از زندان آزاد می شود. از طرفی اف. بی. آی. و سازمانهای امنیتی آمریکا هنوز نتوانسته اند قاتل قاضی فوست را دستگیر کنند.                                

او روزها و ماهها به نقشه اش فکر می کند و تصمیم می گیرد آن را عملی کند. به رئیس زندان می گوید که قاتل قاضی فوست را می شناسد.

  • * زنگــــنه *

عنوان کتاب:نجواگر
نویسنده:الکس نورث
مترجم:نرگس رئیسی افشار
ناشر: نشر نون

**********************

تام کندی که بتازگی همسرش ربکا را از دست داده، تصمیم می گیرد برای عوض شدن حال و هوای خودش و پسرش جیک، به خانه جدیدی نقل مکان کند. خانه جدید که انتخاب جیک است و از لحاظ ظاهری کمی عجیب و غریب است در یک شهرک یا روستا به نام فدربنک واقع شده است. اما تام نمی داند که فدربنک و این خانه گذشته شومی دارد. جیک بیشتر وقتها با دوست خیالیش که در ذهن خودش است حرف می زند  یک دختر بچه که موهایش را یک وری بسته است. این مساله باعث نگرانی تام می شود.
خو تام هم گذشته جالبی ندارد یک پدر بداخلاق الکلی داشته که دوران کودکیش را به کابوسی بد تبدیل کرده است.
یک شب جیک می گوید صدایی از پشت پنجره اتاقش شنیده است.

  • ۰ نظر
  • ۲۸ شهریور ۰۴ ، ۱۵:۱۵
  • * زنگــــنه *
آخرین مطالب