باشگاه کتابـدوستان : حال خوش خواندن

سلام خوش آمدید

 

عنوان: نامه
نویسنده:کاترین هیوز
مترجم: سودابه قیصری
ناشر:آموت

*******************

تینا گریکه تصمیم گرفته در اولین فرصت به محض اینکه پس اندازش به اندازه کرایه کردن یک اتاق و مخارج یک ماهش شد، شوهرش ریک را که یک موجود ظالم دائم الخمر است ترک کند. او یک روز در هفته در یک فروشگاه خیریه کار می کند. یکروز نامه ای در جیب یک کت اهدایی پیدا می کند که زندگی و سرنوشتش را تغییر می دهد.
کتاب نامه یک رمان عاشقانه و احساسی است که دو روایت از دو زمان و دو نسل مختلف است که توسط یک نامه به هم پیوند می خورد.
در سال 1939کریسی( کریستینا) و بیلی با هم در یک مهمانی آشنا و بعدها دوست و عاشق هم می شوند. کریسی بعد از مدتی متوجه می شود که باردار است و وقتی موضوع را به بیلی می گوید، بیلی شوکه میشود و او را رها می کند

  • * زنگــــنه *

 

عنوان کتاب:مردم فقیر
نویسنده: فئودور داستایوفسکی
مترجم:کاظم انصاری
ناشر: جاودان خرد

************************

کتاب مردم فقیر که برخی ناشران با عنوان بیچارگان نیز منتشر کرده اند اولین رمان نویسنده بزرگ روسی داستایوفسکی است که در قرن نوزدهم نگاشته است.

این کتاب، نه فقط یک داستان، بلکه یک آینه تمام‌نما از روح و روان انسان‌هایی است که در فقر و تنگدستی دست و پنجه نرم می‌کنند. داستایوفسکی با نبوغ خاص خودش، از طریق نامه‌های صمیمانه دو شخصیت اصلی، ما رو به دنیای درونی و پر از درد و امیدشان می‌برد.

این رمان نچندان بلند در قالب نامه نگاری بین دو شخصیت داستان که با یکدیگر نسبتی دارند و تقریبا در همسایگی هم زندگی می کنند، روایت می شود.
واروارا آلکسیونا دختر جوانی است که با ماکار آلکوسیویچ تقریبا میانسال به خاطر حرف مردم ترجیح میدهند به جای رفت و آمد با یکدیگر نامه نگاری کنند.

  • * زنگــــنه *

 

عنوان کتاب: معامله زندگی

نویسنده:فردریک بکمن

مترجم: علی مجتهدزاده

ناشر: پارسه

********************

داستان از زبان شخص ثروتمندی است که بتازگی متوجه شده به نوع نادری از سرطان مبتلاست و وقت زیادی برای زندگی ندارد. قصه کوتاه است مثل زندگی آدم ها. خطاب به پسرش داستان را جلو می برد.

این کتاب داستان کوتاهیست درباره اینکه شما برای نجات جان یک نفر حاضرید از چه چیز‌هایی دست بکشید. اگر چیزی که می‌خواهید فدایش کنید صرفا آینده نباشد، بلکه گذشته شما را نیز دربرگیرد چه؟ نه تنها اهدافی که در صدد به دست آوردنشان هستید، بلکه جای پای گذشته و میراثتان. اگر این فداکاری همه چیز زندگی شما را شامل می‌شد، برای چه کسی حاضر به انجام چنین فداکاری می‌شدید؟

بکمن در مقدمه ای با عنوان حرفی پیش از باقی حرفها می گوید : « این قصه را پیش از کریسمس سال 2016 و در دل شبی طولانی نوشتم». قصه اش اولین بار در یک روزنامه محلی در زادگاهش هلسینبورگ سوئد منتشر شد.

برای نجات یک زندگی، باید از بعضی چیزها بگذرید و این قصه کوتاه درباره همان چیزهاست. هم درباره آینده است و هم درباره گذشته

همه چیز از تصادفی در بزرگراه شماره 111 شروع شد. همان موقعی که زن خاکستری پوش به سراغش آمد و او را از لای آهن پاره ها بیرون کشید. همان موقع که با هم قرار گذاشتند، کس دیگری را بکشد!

  • * زنگــــنه *

 

عنوان: قاضی و جلادش

نویسنده: فردریش دورنمات

مترجم: محمود حسینی زاد

ناشر:ماهی

 

🔎🔦🔎🔦🔎🔦🔎🔦🔎🔦🔎🔦🔎

باز هم رفتم سراغ یک کتاب پلیسی اما اینبار از سوییس. 

 

🔎 بازرس برلاخ پیر که به خاطر بیماری معده دکتر به او گفته است وقت زیادی برای زندگی ندارد اما پر از شور زندگی است. یک روز خبر کشته شدن نابهنگام افسر جوانش اشمید را به او می دهند. از آنجا که اشمید یکی از بهترین ماموران برلاخ بود او تصمیم می گیرد قاتل او را پیدا کند اما از آنجا که بعلت بیماری توان لازم را ندارد یکی دیگر از مامورانش به نام چانتس را مامور این کار می کند و خودش نیز ظاهرا دورا دور در جریان گزارشات قرار می گیرد.

سالها پیش وقتیکه جوان بود با یک جنایتکار شرطی می بندد

  • * زنگــــنه *

عنوان کتاب: شیاد

نویسنده: جان گریشام

مترجم: مریم حاجی علیرضا

ناشر:نشر افق

**************************

« من یک وکیل زندانی هستم. داستانش مفصل است:

چهل و سه ساله‌ام و نیمی از حبس ده ساله‌ام را گذرانده‌ام. به حکم قاضی فدرالی بیسواد و سختگیر  در دادگاه واشنگتن محکوم شدم .درخواست تجدیدنظر و اعتراض‌هایم به جایی نرسیدند و حالا هیچ ماده قانونی نیست که بتوانم از آن استفاده کنم و از این محکومیت هیچ راه گریزی ندارم.»

مالکولم بنیستر وکیل سیاهپوستی است که به جرم ساختگی پولشویی به ۱۰ سال زندان در فراستبرگ محکوم شده است. همسرش بعد از این اتفاق از او جدا می شود. گاهی پدرش هنری به ملاقات او می رود. پرونده وکالتش باطل شده اما در زندان به زندانیانی که به وکیل نیاز دارند، کمک می کند.

در آمریکا قاضی های زیادی کشته شده اند. یکی از این موارد پرونده قتل قاضی فوست  است که بتازگی کشته شده و مالکولم اخبار پرونده را پیگیری می کند.

یکی از زندانیانی که مالکولم با او درباره جرمش صحبت کرده کوئین راکر است یک قاچاقچی مواد مخدر که دل خوشی از قاضی فوست نداشته و  این مساله به عنوان یک راه نجات یا برگ برنده به ذهن بنیستر می آید که طبق ماده ۳۵ قانون جزای آمریکا اگر کوئین را به عنوان قاتل لو بدهد، خودش بخشیده می شود و از زندان آزاد می شود. از طرفی اف. بی. آی. و سازمانهای امنیتی آمریکا هنوز نتوانسته اند قاتل قاضی فوست را دستگیر کنند.                                

او روزها و ماهها به نقشه اش فکر می کند و تصمیم می گیرد آن را عملی کند. به رئیس زندان می گوید که قاتل قاضی فوست را می شناسد.

  • * زنگــــنه *

عنوان کتاب:نجواگر
نویسنده:الکس نورث
مترجم:نرگس رئیسی افشار
ناشر: نشر نون

**********************

تام کندی که بتازگی همسرش ربکا را از دست داده، تصمیم می گیرد برای عوض شدن حال و هوای خودش و پسرش جیک، به خانه جدیدی نقل مکان کند. خانه جدید که انتخاب جیک است و از لحاظ ظاهری کمی عجیب و غریب است در یک شهرک یا روستا به نام فدربنک واقع شده است. اما تام نمی داند که فدربنک و این خانه گذشته شومی دارد. جیک بیشتر وقتها با دوست خیالیش که در ذهن خودش است حرف می زند  یک دختر بچه که موهایش را یک وری بسته است. این مساله باعث نگرانی تام می شود.
خو تام هم گذشته جالبی ندارد یک پدر بداخلاق الکلی داشته که دوران کودکیش را به کابوسی بد تبدیل کرده است.
یک شب جیک می گوید صدایی از پشت پنجره اتاقش شنیده است.

  • ۰ نظر
  • ۲۸ شهریور ۰۴ ، ۱۵:۱۵
  • * زنگــــنه *

سال بلوا

 

عنوان کتاب: سال بلوا

نویسنده: عباس معروفی

ناشر: ققنوس

***********************

سال بلوار روایتی عاشقانه اما غم انگیز از عشق ممنوعه ای است که در سالهای جنگ جهانی دوم در ایران رقم خورده است. شخصیت اصلی رمان دختری به نام نوشا یا همان نوش‌آفرین 17 ساله  دختر سرهنگ نیلوفری یکی از فرمانده‌هان رضا شاه است. سرهنگ نیلوفری در پی امر رضا شاه به همراه خانواده اش (همسر و تنها فرزند نوجوانش نوشا) از شیراز به سمنان می رود. سرهنگ نیلوفری با اعتماد به قول رضا شاه مبنی بر واگذاری منصب وزارت جنگ به او می پذیرد که به عنوان فرماندار نظامی سنگسر (مهدی شهر کنونی) به سمنان برود و بعد رضاخان حکم وزارت جنگی او را برایش بفرستد. حکمی که هیچگاه به دست سرهنگ نرسید و از غصه نابینا شد و از دنیا رفت. سرهنگ که در رویاهای خود دخترش را ملکه ایران می دید خوابهای زیادی برای نوشا دیده بود اما

  • ۰ نظر
  • ۱۸ شهریور ۰۴ ، ۱۰:۱۲
  • * زنگــــنه *

عنوان : مزاحم نشوید

نویسنده: فریدا مک فادن

مترجم: نشاط رحمانی نژاد

ناشر:نشر نون

**********************

کوئین الکساندر زودتر از همیشه محل کارش را ترک می کند و به خانه می رود اما شوهرش که از دیدن او در آن وقت روز غافلگیر می شود با او مشاجره می کند و بعد به او تهمت هرزگی و قرار با مرد دیگری را می زند و سرانجام قصد دارد کوئین را بکشد. کویی نیز با چاقوی آشپزخانه از خود دفاع می کند و او را از پا در می آورد.

همسایه ها سر و صدا را می شنوند و به پلیس اطلاع می دهند.

وقتی پلیس که یکی از دوستان دبیرستان کوئین است زنگ خانه کوئین را می زند او می گوید که خوب است و سر و صدا بخاطر فیلم تلویزیون بوده است.پلیس خانه را نمی گردد و کوئین فرصت فرار پیدا می کند.

  • ۰ نظر
  • ۲۹ مرداد ۰۴ ، ۱۲:۱۱
  • * زنگــــنه *

 

عنوان: کتابخانه نیمه شب
نویسنده:مت هیگ
مترجم:فاطمه مطیع
ناشر: میلکان

*******************

شاید برای هر کدام از ما گاهی در زندگی اتفاقاتی سبب شوند که با خود بگوییم اگر در جای دیگری بودم، یا طور دیگری زندگی می کردم الان شاید وضعم این نبود. این اگرها و شایدها مانند یک شانس از دست رفته همیشه ما را دچار تردید و حسرت می کنند چرا که همیشه فکر می کنیم اگر چنین و چنان بود سرنوشت ما طور دیگری بود. کتابخانه نیمه شب دقیقا دست روی این موضوع گذاشته و مت هیگ با یک ایده جالب که همیشه حسرت آدم ها بود این واقعیات زندگی را با یک داستان روان، سادهاما فانتزی به تصویرمی کشد.
نورا سید شخصیت اول داستان دختری 35 ساله ای است که به کرات در زندگی طعم تلخ ناکامی را چشیده است. کارش را از دست داده، به آ رزوهایش مثل قهرمان شنا شدن،یا تحصیل در رشته فلسفه نرسیده و،اتفافات ناخوشایندی مثل بهم خوردن ازدواجش، مرگ پدر اینها همه باعث می شوند که روز بروز ناامیدتر شود. تا اینکه شبی تصمیم می گیرد به زندگیش پایان دهد.

  • ۰ نظر
  • ۱۹ مرداد ۰۴ ، ۱۵:۵۴
  • * زنگــــنه *

عنوان کتاب:خدمتکار همه چیز را می بیند
نویسنده:فریدا مک فادن
مترجم: بهناز همتی
ناشر:نشر آذرگون
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
میلی و انزو (شخصیتهای کتاب های قبلی فریدا مک فادن) که هم اکنون ۱۱ سال از ازدواجشان گذشته و صاحب دو فرزند به نام های آدا و نیک هستند تصمیم می گیرند از آپارتمان کوچکشان در برانکس به خانه ای بزرگتر در محله ای در لانگ آیلند نقل مکان کنند.
آنها برای خریدن این خانه وام زیادی می گیرند و مجبورند بیشتر کار کنند.
در همان روزهای اول اسباب کشی میلی متوجه می شود همسایه هایشان کمی عجیب اند!

  • ۰ نظر
  • ۱۵ مرداد ۰۴ ، ۰۸:۳۵
  • * زنگــــنه *
آخرین مطالب